بعد از این در عشق مجنون را به خود مجنون کنم
پا نهم بر عشق و مستی قلب لیلی خون کنم
عاشقان را گرمی بازار هجران است و وصل
من که مات از روی اویم عشق بازی چون کنم؟
از خیالاتی که دام اهل دل شد رسته ام
کی دگر اندیشه ی ما فوق یا مادون کنم؟
من که از خود بی خیالم کی هوس دارم دگر؟
مرشدی ملزوم سازم سالکی مأذون کنم
نوربخش از شادی و غم آنچنان دوری که هیچ
در نیابی گر ترا من شاد یا محزون کنم
دکتر جواد نوربخش