رواق منظر چشم من آشیانه ی تست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی تست
تا مهره بود به دست ساقی....در ششدر حیرتند باقی
کاشکی خاک حریم حرمت می بودم
می خرامیدی و من در قدمت می بودم
در غم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت
پیش از این کاش گرفتار غمت می بودم
اما دیدم: بر سرم می بارند با باد نو بهاری
گفتم که دلم تنگ؟
دل نه که چشمم بود ، در اوج بی قراری
تو در میان گل ها چون گل میان خاری
ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن
مرحم بدست و ما را مجروح می گذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات* ما را
کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری
*وفات: وفای تو
بعد از این در عشق مجنون را به خود مجنون کنم
پا نهم بر عشق و مستی قلب لیلی خون کنم
عاشقان را گرمی بازار هجران است و وصل
من که مات از روی اویم عشق بازی چون کنم؟
از خیالاتی که دام اهل دل شد رسته ام
کی دگر اندیشه ی ما فوق یا مادون کنم؟
من که از خود بی خیالم کی هوس دارم دگر؟
مرشدی ملزوم سازم سالکی مأذون کنم
نوربخش از شادی و غم آنچنان دوری که هیچ
در نیابی گر ترا من شاد یا محزون کنم
دکتر جواد نوربخش